[ بستن ]

سیستم وبلاگ پارسی باکسسیستم مدیریت فروش هاست و دامینسایت شخصی محسن داوری برنامه نویس PHPهماهنگی با موتورهای جستجو , رنکینگ گوگل , google pagerank , page rank , seo , search

منوی اصلی

بخش ها

نویسندگان

آرشیو

آمار
بازدید امروز : 22
بازدید دیروز : 49 ‍
بازدید این ماه : 113
بازدید امسال : 2962
بازدید کل : 4469
تعداد پست ها : 49
تعداد لینک های لینکستان : 0
تعداد نظر سنجی های وبلاگ : 0

سخن روز
به پای بوس تو دست کسی رسید که او .......... چو آستانه بدین در همیشه سر دارد


پایان نامه

یک روز آفتابی، خرگوشی خارج از لانه خود به جدیت هرچه تمام در حال تایپ بود. در همین حین، یک روباه او را دید.

روباه: خرگوش داری چیکار می کنی؟

خرگوش: دارم پایان نامه می نویسم.

روباه: جالبه، حالا موضوع پایان نامت چی هست؟

خرگوش: من در مورد ایکه یک خرگوش چطور می تونه یک روباه رو بخوره، دارم مطلب می نویسم.

روباه: احمقانه است، هر کسی می دونه که خرگوش ها، روباه نمی خورند پس با این حساب experimental data  نداری .

خرگوش: مطمئن باش که می تونند، من می تونم این رو بهت ثابت کنم، دنبال من بیا.

خرگوش و روباه با هم داخل لانه خرگوش شدند و بعد از مدتی خرگوش به تنهایی از لانه خارج شد و بشدت به نوشتن خود ادامه داد.

در همین حال، گرگی از آنجا رد می شد.

گرگ: خرگوش این چیه داری می نویسی؟

خرگوش: من دارم روی پایان نامم که یک خرگوش چطور می تونه یک گرگ رو بخوره، کار می کنم.

گرگ: تو که تصمیم نداری این مزخرفات رو چاپ کنی؟ ISI ممکن نیست قبول کنه !

خرگوش: مساله ای نیست، می خواهی بهت ثابت کنم؟

بعد گرگ و خرگوش وارد لانه خرگوش شدند.

خرگوش پس از مدتی به تنهایی برگشت و به کار خود ادامه داد.

حال ببینیم در لانه خرگوش چه خبره

در لانه خرگوش، در یک گوشه موها و استخوان های روباه و در گوشه ای دیگر موها و استخوان های گرگ ریخته است.

 در گوشه دیگر لانه، شیر قوی هیکلی در حال تمیز کردن دهان خود می باشد.

                                                                       پایان

نتیجه:

هیچ مهم نیست که موضوع پایان نامه شما چه باشد

هیچ مهم نیست که شما اطلاعات بدرد بخوری در مورد پایان نامه تان داشته باشید

آن چیزی که مهم است این است که استاد راهنمای شما کیست؟!!!!

 


نوشته شده توسط راحله | نظرات [0] | لینک به این مطلب |


علی


نوشته شده توسط راحله | نظرات [1] | لینک به این مطلب |


دویدن را آغاز کن!

هر روز صبح در آفریقا وقتی خورشید طلوع می کند  یک غزال شروع به دویدن میکند و می داند سرعتش  باید از یک شیر بیشتر باشد تا کشته نشود .

هر روز  صبح در آفریقا وقتی خورشید طلوع می کند یک شیر شروع به دویدن می کند و می داند که باید سریع تر از آن غزال بدود تا از گرسنگی نمیرد .

 مهم نیست غزال هستی یا شیر !

 با طلوع خورشید دویدن را آغاز کن


نوشته شده توسط راحله | نظرات [0] | لینک به این مطلب |


!

زندگانی شربت اندر شربت اندر شربت است!


نوشته شده توسط راحله | نظرات [0] | لینک به این مطلب |


ما مرد حصاریم

بجوشید بجوشید که ما بحر شعاریم

بجز عشق بجز عشق دگر کار نداریم

درین خاک درین خاک در این مزرعه‌ی پاک

بجز مهر بجز عشق دگر تخم نکاریم

چه مستیم چه مستیم از آن شاه که هستیم

بیایید بیایید که تا دست برآریم

چه دانیم چه دانیم که ما دوش چه خوردیم؟

که امروز همه روز خمیریم و خماریم

مپرسید مپرسید ز احوال حقیقت

که ما باده‌‌پرستیم نه پیمانه‌شماریم

شما مست نگشتید وز آن باده نخوردید

چه دانید چه دانید که ما در چه شکاریم؟

نیفتیم بر این خاک ستان ما نه حصیریم

بر آییم بر این چرخ که ما مرد حصاریم

 حضرت مولانا


نوشته شده توسط راحله | نظرات [0] | لینک به این مطلب |


لیست صفحات :: 1

نظرسنجی

پیوندها

لوگوی دوستان

پیوندهای روزانه

Copy Right 2007 ParsiBox.com