[ بستن ]

سیستم وبلاگ پارسی باکسسیستم مدیریت فروش هاست و دامینسایت شخصی محسن داوری برنامه نویس PHPهماهنگی با موتورهای جستجو , رنکینگ گوگل , google pagerank , page rank , seo , search

منوی اصلی

بخش ها

نویسندگان

آرشیو

آمار
بازدید امروز : 60
بازدید دیروز : 66 ‍
بازدید این ماه : 126
بازدید امسال : 6175
بازدید کل : 7682
تعداد پست ها : 66
تعداد لینک های لینکستان : 0
تعداد نظر سنجی های وبلاگ : 0

سخن روز
خسته شدم از این روزای بی کسی .......... ای همصدا پس کی به دادم میرسی؟


دوران کودکی من

امروز مامانم داشت از خاطرات کودکی من و شیطنت هام می گفت ...
من در بچگی سه بار دچار تب شدید و تشنج شدم
در 4 سالگی برق منو گرفته و تمام تنم تاول زده
یکدفعه از 12 تا پله قل خوردم و رفتم تو زیرزمین
دو دفعه تاب با سرنشینش! خورده تو صورت من
یکدفعه از یه میز سقوط کردم و میز قسمتی از سر و ابروم رو جر داده!
یکی دوتا جای شکستگی هم پشت سرم هست که یادمون نیومد مال چیه
بعد بهم میگن چرا لیسانست 10 ترمه شدی و فوقت 6 ترمه !
آخه با این وضعیت چیزی هم واسه آدم میمونه ؟
(البته بریدگی ها و زخمهای بدن لحاظ نشدن چون تاثیری در این موضوع  ندارن)


نوشته شده توسط راحله | نظرات [1] | لینک به این مطلب |


تنهاترین

اگر تنهاترین تنهایان شوم

باز هم خدا هست ...

او جانشین تمام نداشته های من ست .


نوشته شده توسط راحله | نظرات [1] | لینک به این مطلب |


یک عاشقانه ی آرام ...

دلم یک عاشقانه ی آرام می خواهد ...

از آن عاشقانه هایی که چشم در چشمانت بدوزم و

بی آنکه سخن حایلمان شود دل به نگاهت بسپارم

مهم نیست که به چه می ماند ، رقص یا فریاد یا هر چه !

مهم این است که یک عاشقانه ی آرام می خواهم .

یک عاشقانه ی آرام آرام .

 


نوشته شده توسط راحله | نظرات [1] | لینک به این مطلب |


کاش می گفتی

کاش به من می گفتی
"نه نوشته هات،نه حرفهات،نه کارهات ،نه احساساتت،
نه فکرهات،نه نگاهت و نه حتی خود تو برایم اهمیتی ندارد ،
ذره ای برایم ارزش ندارد"
کاش می گفتی...تا ، خیالات نبافم.


نوشته شده توسط راحله | نظرات [0] | لینک به این مطلب |


تقدیم به م! عزیز
 

یه روز ظهر، چهار راه بهارستان :

دوستم در حالیکه منتظره یکی از دوستانشه غرق در افکار خودش جلوی خط عابر ایستاده.

چراغ چند باز سبز و قرمز میشه.

دوستم یهو با صدای پلیس از جا می پره که : دخترم رد شدن از چهار راه که ترس نداره بیا خودم بهت کمک  می کنم

دوستم در کمال حیرت همراه با پلیس از خیابان رد میشه

پی نوشت 1 :  این دوست من مهدکودک نمیره بلکه اخیرا از تز ارشد خود دفاع فرموده !

پی نوشت 2 :  آیا سرانجام تمام ریاضی دوستان مثل John Nash میشه ؟

 


نوشته شده توسط راحله | نظرات [1] | لینک به این مطلب |


لیست صفحات :: 1 2

نظرسنجی

پیوندها

لوگوی دوستان

پیوندهای روزانه

Copy Right 2007 ParsiBox.com